‏نمایش پست‌ها با برچسب Yaran. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Yaran. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ خرداد ۱۷, جمعه

رفتار با بهائیان: آزمون حقوق بشر در ایران


مهدی خلجی / 4 ژوئن 2008


روز 14 مه، حکومت ایران شش تن از مدیران برجستهء بهائی را دستگیر و آنها را به "تهدید امنیت ملّی" متّهم کرد. زمان‌بندی اقدام به بازداشت، بعضی را به حدس و گمان سوق داد که حکومت ایران سعی دارد این مدیران را به انفجار ماه آوریل در مرکزی مذهبی در شیراز که منجر به کشته شدن 14 نفر شد ارتباط دهد. با توجّه به این که زعمای مذهبی ایران بر این باورند که وجود اقلّیت‌های دینی سبب تضعیف بنیادگرایی رسمی شیعه می‌گردد، این جدید‌ترین اقدام به بازداشت نشان سیاه دیگری به سابقهء دیرین و طولانی نکبت‌بار ایران در حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های دینی می‌افزاید.

بهائیان: تهدیدی برای بنیادگرایی شیعه
آئین بهائی، بر خلاف آئین‌های زردشتی، کلیمی و مسیحی، بعد از اسلام ظهور کرد و مدّعی است که شیعه از دور خارج شده و این آئین جای آن را گرفته است. محور اعتقادی شیعه باور داشتن به امام دوازدهم، خَلَف علی است که باید در آخرالزّمان دیگربار ظاهر شود. دیانت بهائی از علی‌محمّد شیرازی (50-1819) نشأت گرفته است. او مدّعی شد که باب امام غائب است و بعداً اعلام کرد که خود امام است. او با این ادّعا که این شخصیت مهمّ دینی است، نه تنها زعمای مذهبی را زیر سؤال برد بلکه تعابیر و تفاسیر رسمی متون مقدّسه را نیز در معرض تردید قرار داد. اگرچه امر بهائی صریحاً از پیروانش می‌خواهد که در فعّالیت‌های سیاسی شرکت نکنند، امّا رهبران ایران در آن زمان (سلاطین قاجار) ادّعاهای شیرازی را به منزلهء مورد تردید قرار دادن مشروعیت دولت تلقّی کردند زیرا سلطان رئیس کشور شیعه بود. بعدها، سلسلهء پهلوی در مقابل فشار روحانیون که بهائی‎ستیزی را سیاست رسمی مملکت قرار دهد، مقاومت کرد.
امّا، بعد از انقلاب ایران در سال 1979 سیاست مزبور تنفیذ گردید زیرا روحانیون امر بهائی را به منزلهء انکار مشروعیت خود می‌دیدند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت آئین بهائی را به عنوان دین به رسمیت نمی‌شناسد و اعضاء آن را از انعقاد علنی مراسم و اجرای شعائر منع می‌کند. در زمان انقلاب، دهها بهائی بدون محاکمه اعدام و بسیاری دستگیر شدند. بهائیان اجازهء تحصیل در دانشگاه‌ها یا کار در دوایر دولتی را ندارند. حتّی در بخش خصوصی، بسیاری از محدودیت‌های رسمی و غیررسمی وجود دارد که زندگی را برای بهائیان دشوار ساخته است.


رئیس‌جمهور آخرالزّمانی بهائیان را تحت فشار قرار می‌دهد
در دوران ریاست جمهوری محمّد خاتمی، از 1997 تا 2005، بهائیان عموماً تحمّل شدند، زیرا معدودی از آنها اجازه یافتند به جای برنامه‌های آموزشی سرّی بهائی در دانشگاه‌های به رسمیت شناخته شده به تحصیل بپردازند. امّا از زمان جلوس محمود احمدی‌نژاد بر کرسی ریاست جمهوری در سال 2005، حکومت فشار خود را بر این گروه افزایش داده، بهائیان را از دانشگاه‌اخراج و از بعضی مناصب معزول کرده است. در مارس 2006 گزارشگر ویژهء سازمان ملل متّحد در آزادی دین یا عقیده در خصوص نامهء اکتبر 2005 که بعضی از نهادهای حکومتی را مأمور شناسایی بهائیان ایرانی و جمع‌آوری اطّلاعات در مورد آنها می‌کرد، ابراز نگرانی نمود.
حکومت احمدی‌نژاد استدلال می‌کند که طبق قانون اساسی، آیین بهائی به رسمیت شناخته نشده و بنابراین در ایران تحت حمایت (اهل ذمّه) نیست. موضع سخت‌تر رئیس جمهور نسبت به بهائیان به احتمال قوی ناشی از دیدگاه‌های آخرالزّمانی و تمسّک خاصّ او به ایدهء امام غایب نیز هست. احمدی‌نژاد که بر این باور است که دولت او تحت نظارت و هدایت امام غایب است؛ نمی‌تواند دینی را تحمّل کند که وجود امام را انکار می‌کند؛ در عین حال بهائیان وارد امور سیاسیه نمی‌شوند. روز 23 مه، سیّد احمد علم‌الهدی، امام جمعه در مشهد و حامی احمدی‌نژاد اظهار داشت که "بهائیت نه دین است نه فکر یا عقیده. چگونه می‌توانیم قبول کنیم که این سربازان اسرائیلی ]یعنی بهائیان که مرکز جهانی آنها در حیفا واقع در اسرائیل است[ که دستشان به خون میلیون انسان آلوده است، در کشور ما آزاد باشند و هر نوع جنایتی را مرتکب شوند."

سایر گروه‌های مواجه با تبعیض و خشونت
سایر اقلّیت‌های مذهبی، مانند صوفی‎ها و دراویش (مرتاضانی که به علّت شدّت فقر و ریاضت اینگونه معروفند)، نیز تحت نظام جمهوری اسلامی آزار دیده‌اند. تصوّف، که هم از نوع شیعه وجود دارد و هم سنّی، دارای تفسیری مبهم و اسرارآمیز از اسلام است. اهل تصوّف معمولاً با اسلام نهادینه شده مخالفند و به این ترتیب غالباً مورد اذیت و آزار روحانیون ایرانی قرار می‌گیرند. صوفیان و دراویش، مانند بهائیان، از فعّالیت‎های سیاسی پرهیز می‌کنند و این دیدگاهی است که از قلب آئین مذهبی آنها نشأت می‌گیرد. امّا حکومت ایران این دو اقلّیت را، نه به علّت فعّالیت‌های سیاسی بلکه به علّت نفس وجود آنها، تهدیدی به حساب می‌آورد.
جمهوری اسلامی هرگز اذعان نکرده که صوفی‎ستیزی سیاست رسمی این رژیم است. امّا، در وزارت اطّلاعات، دایرهء ویژه‌ای وجود دارد که دربارهء اعضاء این فرقه به جمع‌آوری اطّلاعات مشغول است. از زمانی که احمدی‌نژاد زمام قدرت را در دست گرفت، حکومت فشار را بر هر دو گروه تشدید کرده است. در نوامبر 2007، نیروی انتظامی ایران مرکز مذهبی صوفیه در استان لرستان را منهدم ساخت و دهها تن از دراویش را دستگیر کرد؛ در فوریه 2006، پلیس مرکز دراویش در قم را تخریب نمود. در طیّ این عملیات، که به مجروح شدن صدها تن انجامید، پلیس بیش از هزار درویش را دستگیر و رهبر آنها را از شهر تبعید کرد.
به طور کلّی، کلّیه اقلّیت‎های دینی غیرشیعه و شیعیانی که جزء جریان اصلی محسوب نمی‌شوند، به درجات متفاوت از تبعیضات رسمی و غیر رسمی در تحصیل، اشتغال و مسکن در رنج و عذابند. این مطلب حتّی در مورد جریان اصلی اهل تسنّن نیز مصداق دارد. اگرچه صدها هزار سنّی در طهران زندگی می‌کنند، حکومت پیوسته نقشه‌های آنها برای ساخت مسجدی در این شهر نقش بر آب ساخته است. حکومت تا آنجا پیش رفت که مجامع نماز سنّی‌ها که در پارکهای عمومی برگزار شده بود بر هم زد، و حتّی سنّی‌هایی را که برای نماز به اراضی سفارت پاکستان رفتند مورد اذیت و آزار قرار داد.

اقدام خطرناک در اِعمال فشار بر اقلّیت‌های دینی
روز بیستم مه، غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران، اظهار داشت که بازداشت اخیر شش مدیر جامعهء بهائی به دلایل امنیتی بوده و نه اعتقادات دینی. او گفت که آنها با "بیگانگان بخصوص صهیونیست‌ها" در ارتباط بوده و "علیه مصالح مملکت" فعّالیت داشته‌اند. اگرچه حکومت مستقیماً اتّهامی وارد نساخت، امّا ناظران گفتند که که دستگیری اخیر بخشی از تلاش حکومت برای مرتبط ساختن مدیران جامعهء بهائی با انفجار 13 آوریل در شیراز است که به کشته شدن چهارده نفر و مجروح شدن تقریباً دویست نفر منجر شد. مقامات رسمی، بعد از آن که اوایل مه وجود بمب در انفجار مزبور را انکار کردند، تغییر موضع داده اظهار داشتند که حمله تروریستی توسّط "سلطنت‌طلبان" که با امریکا و انگلیس ارتباط داشته‌اند صورت گرفته است. چند روز بعد، مأمورین وزارت اطّلاعات مدیران جامعهء بهائی را دستگیر کرد.


استنتاج
استفادهء جمهوری اسلامی از دستاویز نگرانی نسبت به امنیت ملّی صرفاً جدید‌ترین شکل حرکت‌های ایذایی علیه اقلّیت‌های مذهبی است. شاید رهبران ایران معتقد باشند که این دستاویز به آنها امکان خواهد داد فشار سازمان‌های حقوق بشر بین‌المللی را از نقض آزادی دین منحرف سازد. معهذا، نگرش حکومت ایران نسبت به اقلّیت‌های دینی، اعم از فرقه‌های مذهبی کوچک امّا به رسمیت شناخته شده (صوفیان و دراویش) یا آن که به رسمیت شناخته نشده (آئین بهائی)، باید به عنوان معیاری در ارزیابی حقوق بشر و آزادی دین در ایران مشاهده شود.
مهدی خلجی عضو مهمان در انستیتو واشنگتون است که نقطهء تمرکزش نقش سیاست در حمایت از دیدگاه روحانیون شیعه در ایران و عراق است.

http://www.washingtoninstitute.org/templateC05.php?CID=2895

۱۳۸۷ خرداد ۸, چهارشنبه

زندانیان بهائی هنوز ملاقات نشده اند




نيويورك٢٧ مه ٢٠٠٨ برابر با ٧ خرداد ١۳٨٧سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى
شش رهبر جامعۀ بهائيان ايران كه نزديك به دو هفته پيش دستگير شدند از حق هر گونه ارتباطى محروم شده‌اند و به آنها اجازۀ تماس با وكلا و خانواده‌شان داده نمى‌شود. جامعۀ جهانى بهائى به شدت نگران سرنوشت آنهاست.
بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد گفت: "هرچند گزارش‌هاى اوليه حاكى از انتقال آنها به زندان اوين بود اما هيچ اطلاع موثقى در اين زمينه وجود ندارد و ما به شدت نگران وضعيت آنها هستيم."
"آنچه روشن است اين است كه هيچ يك از حقوق اوليۀ آنها مراعات نشده و اجازۀ تماس با خانواده يا مشاوران حقوقى به آنها داده نشده است. ما حتى نمى‌دانيم كه آنها به دادگاه رفته باشند يا مورد اتهام روشنى قرار گرفته باشند."
"تنها چيزى كه مى‌دانيم اظهارات هفتۀ گذشتۀ يك سخنگوى دولت مبنى بر دستگيرى آنها ’به دلايل امنيتى‘ است؛ اتهامى كه به كلى بى‌پايه و غير مستند است."
خانم دوگال ادامه داد: "ما از جامعۀ بين‌المللى، سازمان‌های حقوق بشر، صاحبان انصاف و رسانه‌هاى خبرى تقاضا مى‌كنيم که به اقدامات خود ادامه دهند و از حكومت ايران بخواهند تا حد اقل حقوق اين بازداشت‌شدگان را مراعات كند و به آنها اجازه داشتن وكيل و ارتباط با بيرون از زندان را بدهد."
اين شش نفر كه همگى اعضاى يك هيأت ملى براى رسيدگى به امور اوليۀ بهائيان ايران هستند در ساعات بامدادى روز چهاردهم مه ٢٠٠٨ طى عمليات گسترده‌اى كه شباهت نگران‌كننده‌اى به دستگيرى و قتل جمع بزرگى از رهبران جامعۀ بهائى در سال‌هاى دهۀ ١٩٨٠ داشت بازداشت شدند.
هفتمين عضو اين هيأت هماهنگ‌كننده در اوايل ماه مارس پس از احضار به وزارت اطلاعات در مشهد دستگير شده بود.
به گفته خانم دوگال محل بازداشت هيچ يك از اين افراد معلوم نيست
وى گفت: "ما بر اساس مداركى كه بعضى از مأمورين بازداشت اين افراد در روز چهاردهم مه به همراه داشتند تصور مى‌كرديم كه اين شش نفر به زندان اوين منتقل شده‌اند و نفر هفتم همچنان در مشهد نگهدارى مى‌شود."
"اما با توجه به اينكه تلاش‌هاى مكرر خانواده‌هاى اين افراد براى كسب اطلاع از سرنوشت آنها پيوسته با پاسخ‌هاى متناقض و گمراه‌كننده‌اى از جانب مأموران دولتى روبرو شده بايد بگوئيم كه در حال حاضر از محل اين افراد اطلاعى نداريم و نگرانى‌مان از سرنوشت آنها در بالاترين حد است."
همۀ‌ دستگيرشدگان روز چهاردهم مه، خانم فريبا كمال‌آبادى، آقاى جمال‌الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم ساكن تهران هستند.
خانم مهوش ثابت كه روز پنجم مارس ٢٠٠٨ در مشهد دستگير شده بود نيز ساكن تهران است. خانم ثابت توسط وزارت اطلاعات به مشهد احضار شده بود تا ظاهراً به سؤالاتى در مورد دفن يك فرد در گورستان بهائى مشهد پاسخ دهد.
هفتۀ گذشته غلامحسين الهام، سخنگوى دولت ايران، در يك كنفرانس مطبوعاتى به بازداشت و زندانى كردن اين شش نفر اذعان كرد. خبرگزارى‌ها روز بيستم مه به نقل از آقاى الهام نوشتند كه اين شش نفر’ به دلايل امنيتى‘ و نه به خاطر اعتقادات مذهبى‌شان دستگير شده‌اند.
خانم دوگال روز ٢١ مه در اين مورد گفت: "بهائيانى كه هفتۀ گذشته بازداشت شدند، مانند هزاران بهائى ديگرى كه از سال ١٩٧٩ تا به حال كشته، زندانى و يا به اشكال ديگر تحت ستم قرار گرفته‌اند، فقط به خاطر اعتقادات دينى‌شان مورد آزار قرار گرفته‌اند."

۱۳۸۷ خرداد ۵, یکشنبه

ايران: اسنادی داریم که حاکی از دست داشتن آمريکا درانفجارشيرازاست


21 مه 2008
غلامحسين محسنی اژه ای ، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی می گويد که وزارت اطلاعات اسناد و شواهد خوب دارد که حاکی از آن است که آمريکا پشت سر انفجار حسينيه شيراز بوده است . آقای محسنی اژه ای افزوده که هدف تروريست ها، بويژه، ناامن سازی حوزه های علميه بوده است.
وزيراطلاعات جمهوری اسلامی همچنین درپاسخ به سوال خبرنگاران که پرسيده اند بازداشت های اخير بهائيان ايران ارتباطی با انفجار شيراز دارد يا نه، چنين ارتباطی را رد کرده است.
آقای محسنی اژه ای درباره اينکه آيا قراراست افراد دستگير شده درارتباط با واقعه شيراز، دربرنامه ای تلويزيونی اعتراف کنند، گفته است که بايد نظر قاضی را پرسيد.
قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان کل جمهوی اسلامی، ديروز گفته بود که"فرماندهی حادثه انفجار شيراز دراسرائيل بوده وعوامل آن اعتراف کرده اند که با اسرائيل مرتبط بوده اند و اين عوامل ازطريق تلفن های همراه ، اطلاعات را به کانادا و از آنجا به اسرائيل می فرستادند."

مساله بهائيان


مساله بهائيان
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 2 خرداد 1387 [2008.05.22]
دستگيري شماري از رهبران جامعه بهائيان در ايران، اعتراض گسترده كشورهاي غربي را در پي داشته، اما ‏در داخل ايران، اين مساله چندان حساسيتي در بين نهادها و نيروهاي مدافع حقوق بشر ايجاد نكرده است.‏راز سكوت محافل داخلي ايران نسبت به سرنوشت بهائيان عمدتا دو مساله بسيار بغرنج است.‏
مساله نخست، حساسيت روحانيون بلندپايه شيعه نسبت به هر گونه همدلي يا دفاع از بهائيان در هر زمينه‌اي ‏است. گويا برخي از فقيهان، بهائيان را مرتد مي‌دانند و خواستار محدود كردن كامل آنان هستند. اين مساله به ‏روحانيون حامي حكومت هم محدود نمي‌شود. حتي مرحوم آيت‌الله بروجردي كه مشي سياسي معتدل و ‏مسالمت‌جويانه‌اي داشت، در زمان حيات خود، در مقابله با بهائيان بسيار مي‌كوشيد.‏
از اين رو، در ايران اگر كسي در هر زمينه‌اي به حقوق بهائيان اشاره كند، ممكن است علاوه بر تهديدهاي ‏حكومتي با غضب فقيهان و حتي اتهام گرايش به بهائي‌گري روبرو شود و اين چيزي نيست كه كسي در پي آن ‏باشد.‏
مساله دوم هم اين است كه از زمان شكل گيري بهائي‌گري، داستان هاي فراواني در مورد آيين فكري و ارتباط‌ ‏هاي خارجي آنها مطرح بوده و روز به روز هم بر دامنه آن افزوده شده است.‏
بسياري از ايرانيان به بهائيان به چشم گروه پر رمز و رازي مي‌نگرند كه داراي قدرتي پنهان و سر و سري ‏ويژه با كشورهاي بيگانه و بخصو ص اسرائيل‌اند و از همين رو، طرح هر اتهامي را عليه آنان بي‌اساس ‏نمي‌دانند.‏
من به واقع، در حوزه بهائيت و بهائيان مطالعات چندان گسترده و دقيقي ندارم كه قادر به داوري منصفانه در ‏باره ميزان صحت و سقم شايعات مربوط به آنها باشم، اما درك مي‌كنم كه جامعه بهائيان ايران به صورت يك ‏مساله جدي براي دولت و حتي جامعه ايران در آمده است.‏
از مدت‌ها پيش، در بين ايرانيان خارج از كشور، بحث حقوق بهائيان به عنوان معياري براي سنجش صداقت ‏و بي‌طرفي مسلمانان مدافع حقوق بشر در ايران در آمده و نهادهاي حقوق بشر بين‌المللي و كشورهاي غربي ‏نيز نحوه برخورد با بهائيان را يكي از شاخص‌هاي عمده رعايت حقوق بشر در ايران مي‌دانند.‏
از طرفي، در مورد محروميت بهائي‌ها از حقوقي كه قاعدتا بايد بدون تبعيض براي هر ايراني فارغ از نوع ‏عقيده ومرامش تضمين شده باشد، گزارش‌هاي متعددي انتشار مي‌يابد و اين در حالي است كه از تحرك جامعه ‏بهائي ايران براي تبليغ و ترويج عقايدشان نيز خبرهاي بسياري منتشر مي‌شود.‏
به گمانم وقت آن رسيده باشد كه در درجه اول فقيهان بلندپايه شيعه و در درجه دوم، نظام جمهوري اسلامي ‏ديدگاه خود را در باره جامعه بهائيان شفاف كنند تا اين مساله به مشكل لاينحلي براي جامعه ايراني تبديل نشود.‏تا آنجا كه من مي‌دانم در فقه سنتي دو نوع ارتداد ملي و فطري وجود دارد كه مختص تغيير آيين يك مسلمان يا ‏مسلمان زاده به آييني ديگر است. اين دو نوع ارتداد قاعدتا نمي‌تواند شامل حال بهائيان شود، زيرا آنها نه خود ‏از مسلماني به بهائيت گرويده‌اند و نه پدران آنها به طور بلافصل مسلمان بوده‌اند. ‏
از ظهور بهائيگري حدود 150 سال مي‌گذرد و اگرهم به فرض ارتداد در باره بهائيان اوليه مصداق داشته، در ‏باره نسل‌هاي بعدي آنها صدق نمي‌كند.‏
علاوه بر اين، ارتداد گرچه در كتب فقهي همچنان موجود است، اما مي‌دانيم كه در قانون اساسي جمهوري ‏اسلامي اشاره‌اي به آن نشده و در عمل هم به اجرا در نمي‌آيد.‏
اگر قرار باشد حكم ارتداد در ايران به صورتي كه در فقه آمده است، اجرا شود، بسياري از ايرانيان از جمله ‏همه كمونيست‌ها كه در خانواده‌هاي مسلمان به دنيا آمده‌اند، مهدورالدم خواهند بود!‏
به هر حال جمهوري اسلامي با همه تاكيدي كه بر اجراي شريعت دارد، به دلخواه يا به اجبار از پيگيري بحث ‏ارتداد و مجازات مرتدان عبور كرده و در اين ميان اگر هم نامسلماني را به علت عقايدش مجازات كرده، ‏اصرار داشته است كه بحث عقيده در ميان نبوده و طرف مرتكب جرائم ديگر از جمله جرائم امنيتي شده است.‏در سال‌هاي اخير متاسفانه اتهام ارتداد تنها دامن يك مسلمان آن هم از نوع معتقد و عامل به احكام اسلامي يعني ‏دكتر آقاجاري را گرفته و خوشبختانه ختم به خير شده است.‏
اينكه سخنگوي دولت اتهام بهائيان بازدداشت شده را نه عقايد آنها بلكه ارتكاب جرايم امنيتي دانسته، خود دليل ‏واضحي است كه حتي دولت آقاي احمدي نژاد نيز صرف بهايي بودن را جرم و مستحق مجازات يا محروميت ‏از حقوق عمومي نمي‌داند. اين مساله چنانچه به طور شفاف و روشن از سوي دستگاههاي دولتي و مراجع ‏تقليد شيعه بيان شود، بدون شك بخشي از مشكل حل خواهد شد.‏
مساله دومي كه نظام بايد تكليف آن را روشن كند اين است كه آيا حقوق برابر ايرانيان در جمهوري اسلامي ‏امري به رسميت شناخته شده است و يا اينكه نظام سياسي ايران بدون توجه به مليت ايراني، صرفا داراي ‏ماهيتي مذهبي و فرقه‌اي است؟ بدون شك پاسخ صريح به اين پرسش زمينه‌ ساز شفافيت در بسياري از امور ‏ديگرهم خواهد شد.‏
به هر حال، آنچه مي‌خواهم در اينجا بر آن تاكيد كنم اين است كه بهائيان به صرف اينكه در اين چارچوب ملي ‏به دنيا آمده و در آن زيست مي‌كنند، حقوقي متفاوت از ساير ايرانيان ندارند و از اين رو هر گونه تعقيب و ‏آزار آنان به علت باورهايشان، ناديده گرفتن اصول مبنايي ملت – دولت در عصر جديد است.‏
از اين رو، اگر رهبران بهائي به علتي غير از عقايد خود دستگير شده‌اند، لازم است مانند هر شهروند ديگر ‏ايراني از دسترسي به وكيل و حق يك دادرسي عادلانه و شفاف برخوردار شوند. ‏
البته نا گفته نگذارم كه من از تبليغات و تعصبات فرقه‌اي از جمله از آن نوعي كه به بهائيان نسبت مي‌دهند، نه ‏فقط دفاع نمي‌كنم بلكه در منطقه‌اي كه نيازمند همبستگي‌هاي ملي مبتني بر منافع عمومي و عقلانيت تفاهمي ‏است، آن را امري آشكارا مضر مي‌دانم.‏
از اين رو، همانطور كه بايد به دولت ايران توصيه كرد كه از اعمال فشار عليه بهائيان به عنوان ابزاري ‏براي محدود كردن آنان بپرهيزد به بهائيان نيز بايد يادآور شد كه در اين زمانه پرفتنه، اين همه داغي و ‏حرارت براي ترويج آييني كه توام با تنش سياسي و اجتماعي در كشور بوده است، چه توجيهي دارد؟ ‏

اعتراض به دستگیری بهاییان در ایران


جامعه بین‌المللی بهاییان دولت ایران را متهم کرد به این که رهبران این مذهب را به خاطر عقیده آنان دستگیر کرده و نه به خاطر مسائل امنیتی. اتحادیه اروپا نیز از ایران خواست، هرچه زودتر بهاییان دستگیرشده را آزاد کند.

پنج تن از رهبران بهایی که روز پنج‌شنبه،۲۶ اردیبهشت به طور همزمان و پس از تجسس ضربتی توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر شدند، هم اکنون در زندان اوین تهران به سر می‌برند. یکی دیگر از رهبران بهایی به نام خانم ثابت که در اسفندماه سال ۸۶ دستگیر شد در زندان مشهد است.

روز پنجشنبه، دوم خرداد جامعه بین‌المللی بهاییان دولت ایران را متهم کرد به این که رهبران این مذهب را به خاطر عقیده آنان دستگیر کرده و نه آن گونه که خود ادعا می‌کند به خاطر مسائل امنیتی. غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران اعلام کرده بود که این اشخاص را برای حفظ امنیت ملی دستگیر کرده‌اند و دستگیری آنان ربطی به مسائل ایدئولوژیک ندارد.
جامعه بین‌المللی بهاییان در بیانیه‌ای که منتشر کرده نوشته است که ادعای دولت ایران بی‌پایه و بدون ارائه مدرک است.

درخواست از اتحادیه اروپا و آلمان

جامعه بهاییان در آلمان نیز از صدراعظم آلمان، آنگلا مرکل، خواسته است تا میانجیگری کند و از دولت ایران خواستار آزادی بهاییان شود. این جامعه در نامه خود خطاب به مرکل و نوربرت لامرت، رییس مجلس نمایندگان آلمان، درخواست کرده که دولت آلمان به شدت علیه این دستگیری‌های ناعادلانه اعتراض کند.

اتحادیه اروپا نیز در روز چهارشنبه، اول خرداد از ایران خواست تا اعضای رهبری بهایی را آزاد کند. رییس اتحادیه اروپا در بروکسل پس از ابراز نگرانی از زندانی‌کردن اعضای رهبری بهاییان گفت که ایران باید به پی‌گرد سیستماتیک بهاییان و تبعیض علیه آنان خاتمه دهد.

اتحادیه اروپا از ایران خواست که حق آزادی انتخاب مذهب را رعایت نماید، دست از تعقیب بهاییان بردارد و بهاییان دستگیرشده را آزاد کند.

در دی ماه سال ۸۶ نیز دولت ایران اعلام کرده بود که ۵۴ بهایی را به خاطر تبلیغات ضددولتی دستگیر کرده است. سه تن از این عده محکوم به حبس‌های چهارساله و دیگران محکوم به حبس‌های یک ساله شدند.

به گزارش سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر از زمان روی‌کارآمدن دولت محمود احمدی‌نژاد شناسایی، پی‌گرد و دستگیری بهاییان در ایران به طور سیستماتیک پیش برده شده است. تبعیض در مورد بهاییان رواج دارد، از جمله آنکه جلوی ورود دانش‌آموزان بهایی را به دانشگاه‌ها پس از شرکت در کنکور می‌گیرند.
اخبار جدید دال بر آن‌اند که دستگاه امنیتی ایران مدتی است که شروع به شناسایی ایرانیان بهایی خارج از کشور هم کرده است.


کیواندخت قهاری

مصاحبه رادیو آلمان در خصوص بازداشت گروهی رهبران جامعه بهائی ایران



به گزارش «مرکز بین‌المللی جامعه بهاییان» شش نفر از بهاییانی که در "گروه یاران" فعال بوده‌اند صبح روز پنجشنبه، ۱۵ مه، به طور هم‌زمان با ورود مأموران امنیتی به منازل آنها بازداشت شدند. فعالیت گروه یاران معطوف به رسیدگی به وضعیت بهاییان ایران بوده است.
یکی دیگر از اعضای این گروه نیز اسفندماه گذشته در مشهد دستگیر شد و هنوز هیچ خبری از او به دست نیامده‌است.
کمپین بین‌المللی دفاع از حقوق بشر در ایران طی بیانیه‌ای بازداشت گروهی رهبران بهایی در ایران را محکوم کرده و از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته‌است هرچه سریعتر این افراد را آزاد کند.
هادی قائمی عضو این کمپین برخوردهای اخیر با جامعه بهاییان ایران را یادآور موج دستگیری و اعدام این افراد در دهه شصت هجری می‌داند.
دویچه‌وله: آقای قائمی در جریان دستگیری شش تن از رهبران بهاییان در تهران هستید. اگر جزییات بیشتری در مورد این خبر دارید، ممنون می‌شوم در اختیار ما بگذارید.
هادی قائمی: از دو روز پیش که شش نفر از رهبران بهاییان در ایران دستگیر شدند، هنوز هیچ خبر جدیدی نیامده و این بسیار نگران‌کننده است که دولت ایران چنین بازداشتهایی را در چنین مدتی انجام می‌دهد و هیچ گونه پاسخگویی انجام نمی‌دهد و دلیلی برای آنها به افکار عمومی ارائه نمی‌دهد و این پدیده‌ی بسیار خطرناکی است.
آیا شما تماسی احیانا با ایران و مقامات ایرانی داشته‌اید و جویای وضعیت این شش نفر بهایی دستگیرشده بوده‌اید؟
تا بحال تماس مستقیم نداشتیم، اما درخواست‌‌هایمان را به طور عمومی برایشان فرستاده‌ایم و انتظار داریم سخنگوی قوه قضاییه سریعا برای افکارعمومی توجیه کنند که دلیل این دستگیری‌ها و بازداشتها چه بوده است.
اطلاع دارید این افرادی که دستگیر شده‌اند الان در کجا نگهداری می‌شوند؟
بله. شش نفری که در تهران دستگیر شده‌اند، از قرار معلوم در زندان اوین هستند و خانم ثابت که در اسفندماه بازداشت شده بودند، ایشان در حال حاضر در زندان مشهد بسر می‌برند و بخصوص نگرانی عمده در مورد خانم ثابت است که از اسفندماه تاکنون هیچ گونه تماسی با دنیای خارج نداشتند…
یعنی با خانواده‌شان هم هیچ ملاقاتی نداشتند؟
نخیر! نه ملاقات داشتند، نه تلفن زده‌اند. هیچی نبوده. فقط به صورت لحظه‌ای توانسته‌اند در یک مورد ایشان را در یک محل عمومی ببینند. ولی از نظر تلفن و ملاقات هیچ گونه رابطه‌ای نبوده.
این دستگیری‌ها و موج فشارها بر جامعه بهاییان چند سالی بود که کمتر شده بود. در یکی دو سال اخیر شاید بعد از روی کارآمدن دولت نهم بود که این دستگیری‌ها بیشتر شده و یاد‌‌آور دوره‌‌ی مشابهی در سالهای دهه‌ی شصت است. فکر می‌کنید چقدر ممکن است که آن دستگیری‌ها و آن موج اعدامهای دهه‌ی شصت برای بهاییان دوباره تکرار بشود؟
اول از همه امیدوارم که چنین بازگشتی به دهه‌ی شصت وجود نداشته باشد. نه جامعه‌ی ایران امروز جامعه‌ی دهه‌ی شصت است و نه این که در سطح بین‌المللی ایران می‌خواهد که در آن وضعیت قرار بگیرد. در نتیجه امیدوارم که این بازداشتها بزودی به پایان برسند و به آن مرحله نرسند. ولی همانطور که شما اشاره می‌کنید، ما نمونه‌ها و نشانه‌هایی می‌بینیم در سیاستهای امروزه‌ی دولت ایران که باعث این نگرانی‌ها می‌شود و از اوایل دهه‌ی شصت تاکنون نداشته‌ایم که تمامی اعضای رهبران بهاییان همه باهم دستگیر بشوند و در همین حال اصلا مشخص نیست دلیل و اتهامشان چیست. اینها را باید بگذاریم در این روند که می‌بینیم کلا اعدامها در ایران هر سال دوبرابر شده است و در بسیاری از موارد اصلا شفاف نیست که دلیل این اعدامها چیست و آیا این اتهاماتی که به این اشخاص نسبت داده می‌شود، آیا این اتهامات درست است یا نه. در نتیجه این نگرانی‌ها ریشه دارد، ولی من امیدوارم که هیچوقت به دهه‌ی شصت بازنگردیم. زیرا خشونتی که در آن زمان دیدیم، اعدامهایی را که دیدیم بسیار وحشتناک بود و جامعه‌ی ایران باید ا ز فراسوی آن بگذرد.
اگر همین روند ادامه پیدا بکند و هیچ خبری از این دستگیرشدگان به دست نیاید، کمپین بین‌المللی دفاع از حقوق بشر قصد دارد که چه کاری انجام بدهد ؟
ما تقاضاهایمان را از دولت ایران افزایش می‌دهیم و مخصوصا از اهرمهای سازمان ملل خواهیم خواست که به طور جدی‌تر این مسئله را دنبال کنند. زیرا مدیرکل سازمان ملل مسئول است که امسال گزارشی را در مورد ایران تهیه بکند، ولی گزارش تهیه کردن به تنهایی نمی‌تواند کارگشایی کند و در چنین شرایطی خود مدیرکل سازمان ملل باید از دولت ایران مستقیما بخواهد که دلیل این بازداشتها چه هست و در مورد وضعیت و سلامتی این اشخاص از دولت ایران را پاسخ بخواهد
.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی
رادیو دویچه وله